همهچیز از یک شب کنجکاوی شروع شد
سال ۱۳۸۷ یا ۸۸ بود. من تازه لیسانسم را در رشتهٔ IT گرفته بودم؛ رشتهای که آن روزها بهسختی چند سال از تولدش میگذشت و ما جزو اولین خروجیهایش بودیم. توی دانشگاه کلی چیز یادمان داده بودند: روشهای طراحی سایت، کدنویسی خام با HTML و PHP، منطق برنامهنویسی و حل مسئله. اما هیچکس، حتی برای یک دقیقه هم، دربارهٔ گوگل و شیوهٔ دیدهشدن در آن با ما حرف نزده بود. انگار که دنیای واقعی بیرون از دانشگاه، اصلاً به این چیزها کاری نداشته باشد.
با همان آموختهها، در اتاق کوچکی که نصفش کتابهای دانشگاهی ریخته بود و نصفش سیمهای کیس کامپیوتر، یک سایت ساده با چند صفحه ساختم. پر از ذوق و غرور. فکر میکردم همین که یک سایت را بالا بیاوری، دنیا خودبهخود پیدایت میکند. صبح روز بعد زدم اسمش را در گوگل، هیچی نیامد. نه در صفحهٔ اول، نه دوم، نه حتی دهم. هیچکس پیدایم نکرده بود. همان جا بود که اولین سوال جدی زندگی حرفهایام شکل گرفت: «اصلاً چرا گوگل باید من را نشان بدهد؟»
آن شب تا صبح نخوابیدم. کلمهٔ عجیبی در یک فروم خارجی توجهم را جلب کرد: SEO. شروع کردم به خواندن. اولش شبیه جادو بود، بعد تبدیل شد به یک پازل منطقی که ترکیبی از فنیگری، روانشناسی کاربر و صبر بیاندازه میخواست. چیزی که هیچ استادی در دانشگاه اسمش را هم نبرده بود، داشت تبدیل به جهان تازهای میشد که تشنهاش بودم. چند ماه بعد، برای یک فروشگاه کوچک لوازم جانبی موبایل، اولین پروژهٔ واقعیام را انجام دادم. بودجهای در کار نبود، فقط میخواستم ببینم این چیزها واقعاً جواب میدهد یا نه. وقتی سه ماه بعد، صاحب فروشگاه زنگ زد و گفت: «طاها، یکی از مشتریهامون گفته توی گوگل پیدامون کرده»، فهمیدم که فهمیدهامش. نه معجزه، نه شانس، فقط کار درست.
حالا بیش از ۱۵ سال از آن شب میگذرد. در این مسیر با بیش از ۲۰ شرکت بهصورت بلندمدت همراه بودهام، بیش از ۳۰۰ پروژه و کمپین را پیش بردهام، و مشاورههایی دادهام که تعدادشان از شمارش خارج است. به زبانهای PHP، HTML، JavaScript و Python آشنایی مکفی دارم؛ نه برای اینکه برنامهنویس باشم، برای اینکه وقتی با تیم فنی حرف میزنم، دقیقاً بدانم کجای ماجرا ایستادهایم.
و حالا اینجا، «طاها سئو» را خودم ساختهام؛ جایی گرم و بیشیلهپیله برای اینکه کارهای واقعیام را ببینی، و اگر هممسیر شدیم، با هم یک کانال پایدار از جنس اعتماد و بازدید واقعی بسازیم.
چطور میتوانیم با هم کار کنیم؟
بسته به اینکه کجای مسیر هستی و چقدر میخواهی درگیر باشی، چند راه داریم که میتوانیم با هم همکاری کنیم. هیچکدامشان جادو ندارد، اما همهشان آجرهای محکمی برای رتبههای واقعیاند.
۱. مشاوره سئو
مناسب برای: کسی که تیم داخلی دارد، یا میخواهد خودش یاد بگیرد و اجرا کند.
من کنارت مینشینم، وضعیت سایت را با دقت آنالیز میکنم، و یک نقشهراه شفاف بهت میدهم که چه باید بکنی. اولویتها را مشخص میکنم و در جلسات منظم، مسیر را چک میکنیم. تو اجرا میکنی، من جهت درست را نشان میدهم.
۲. پروژههای سئو
مناسب برای: سایتی که مشکل مشخصی دارد (مثلاً افت ناگهانی، مهاجرت، یا یک بخش خاص که نمیگیرد) و میخواهد یک بار برای همیشه حل شود.
کار را تحویل میگیرم، از آنالیز فنی تا اجرا و گزارشگیری. پروژه زمان مشخصی دارد و وقتی تمام شد، سایت در آن بخش خاص حرفهایتر و بهینهتر از قبل است. یک مشکل حلشده، بیحاشیه و بیوعدههای اضافه.
۳. همکاری بلندمدت (سئوی مستمر)
مناسب برای: کسبوکاری که به سئو بهعنوان یک کانال جدی درآمد نگاه میکند و میخواهد رشدش تدریجی و پایدار باشد.
همان مدلی که با ۲۰ شرکت تجربهاش کردهام. در این روش، من حکم یک شریک سئویی را دارم: مدام رصد میکنم، محتواها را جهت میدهم، مشکلات فنی را پیش از بحرانیشدن میبینم، و تیم تو را درگیر یادگیری میکنم. رشدی که در نمودار میبینی و اعتمادی که بین ما ساخته میشود.
یک نکتهٔ مهم (شفافسازی)
من گارانتی رتبهٔ ۱ نمیدهم. نه من، نه هیچ سئوکار حرفهای دیگری در دنیا نمیتواند چنین قولی بدهد – اگر کسی داد، لطفاً یک قدم به عقب بردار. ولی به تو قول میدهم بهترین مسیر ممکن را با توجه به واقعیتهای سایت و بازارت پیشنهاد دهم و کنارت بمانم تا آن مسیر را با موفقیت بروی.
نمیدانی کدام مدل برایت بهتر است؟
بیا یک گفتگوی کوتاه و بیتعهد داشته باشیم تا ببینیم چه به کارت میآید.